در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود ، پسر١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست . خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت .
پسر پرسید : بستنى با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت : ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید : بستنى خالى چند است ؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عدهاى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند ، با بیحوصلگى گفت : ٣٥ سنت
پسر دوباره سکههایش را شمرد و گفت :
براى من یک بستنی بیاورید .
خدمتکار یک بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت . پسر بستنى را تمام کرد ، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت . هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت ، گریهاش گرفت . پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى ، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود !
http://www.gojesabz.net/index.php?option=com_content&view=article&id=429:1388-05-08-21-23-32&catid=50:1388-03-04-09-39-41
۱۳۸۸ مرداد ۹, جمعه
۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه
وقايع کهريزک ، جنايت عليه بشريت ، گزارش ويژه " موج سبز آزادی " از وضعيت فجيع بازداشتگاه ها
در شرايطی که وضعيت بازداشت شدگان باعث نگرانی بخش عمده ای از جامعه شده و وجود بازداشتگاه های غيرقانونی حتی به تاييد رهبر نظام هم رسيده است ، « موج سبز آزادی » گزارش های تکان دهنده ای را از برخی افراد آزاد شده از زندان و منابع ديگر دريافت کرده که نشان دهنده ی وضعيت فاجعه بار و غير انسانی حاکم بر بازداشتگاه ها و زندان های قانونی و غيرقانونی است .
بر اساس گزارش رسيده به « موج سبز آزادی » يک خانم محجبه که در روزهای تبليغات انتخاباتی با خودروی شخصی خود اقدام به پخش سی دی « نود سياسی » می کرده ، به همين خاطر پس از انتخابات شناسايی و در منزل خود بازداشت می شود .
وی خبر داده که در مدت بازداشت ، بارها مورد ضرب و شتم مأ موران مرد قرار گرفته ، بازجوها مرتبا با الفاظ رکيک و ناسزا به توهين و تحقير وی می پرداخته اند و حتی مإ موران مرد موهای او را می کشيده و دا ئ ما با تماس بدنی ، او را مورد آزار قرار می داده اند تا اعتراف کند که با برخی چهره های سياسی ، رابطه ی نامشروع داشته است . اين گزارش حاکی است وی پيش از آزادی مجبور شده نوشته ای را امضا کند مبنی بر اينکه در زندان با وی هيچ گونه بدرفتاری نشده و حتی هفته ای دو بار هم در زندان چلوکباب خورده است !
گزارش ديگری که يکی از بازداشت شدگان هفته اول پس از انتخابات ، پس از آزادی در اختيار « موج سبز آزادی » قرار داده ، حاکی است که به محض انتقال وی به پاسگاه کلانتری و در ابتدای ورود به اين پاسگاه ، وی و ديگر بازداشت شدگان به شدت کتک خورده اند . او همچنين يکی از شکنجه های تحقيرآميز صورت گرفته را اين گونه توصيف کرده که : بازداشتی ها را در کف توالت پاسگاه می خواباندند ، سربازی پايش را پشت گردنشان می گذاشت و آنها را مجبور به ليس زدن توالت می کرد .
وی همچنين فاش کرده که در يک مورد که سربازی از اين کار امتناع کرده ، مورد ضرب و شتم مافوقش قرار گرفته و سپس او هم بازداشت شده است . وی در عين حال خبر داده که از همان روزهای ابتدايی ، در حين کتک زدن بازداشتی ها ، مرتبا در پاسگاه فحش های رکيک به هاشمی و خاتمی و موسوی می داده اند .
موضوع ديگری که در دو روز اخير و به دنبال شهادت فرزند يکی از مس ئ ولان دولت نهم به رسانه ها درز کرده ، ابتلای احتمالی برخی بازداشت شدگان به بيماری مننژيت است ؛ طوری که ابتدا سردار علايی در يادداشت خود فاش کرد که وزير بهداشت از توزيع گسترده و البته ديرهنگام واکسن مننژيت در زندان ها و بازداشتگاهها خبر داده ، سپس مديرکل زندان های قوه قضاييه تاييد کرده که تنها در اوين به ۴۰۰۰ زندانی واکنس مننژيت تزريق شده و دست آخر سخنگوی کميسيون امنيت ملی خبر داده که سعيد مرتضوی در جلسه ی اين کميسيون ادعا کرده محمد کامرانی و محسن روح الامينی به علت ابتلا به بيماری مننژيت درگذشته اند .
در اين باره ، يک پزشک متخصص که نخواست نامش فاش شود ، در گفت و گو با « موج سبز آزادی » از رسانه ها و نمايندگان مجلس خواست وزير بهداشت تا در صورت صحت اين ادعا ، نوع مننژيت اين دو زندانی را اعلام کند . وی هشدار داد که اگر مننژيت اين دو شهيد از نوع Meningococcal باشد ، خطر بزرگی دستگيرشدگان و حتی مردم را تهديد می کند و بايد سريعا نسبت به واکسينه کردن مردم و توزيع داروهای آنتی بيوتيک و پيش گيری ( Prophylaxis ) اقدام شود .
همچنين در گزارش ديگری که از سوی نزديکان يک جوان بازداشت شده به « موج سبز آزادی » رسيده ، تصريح شده که اين جوان که به تازگی آزاد شده و جرم وی بازگشت از لندن بوده ! از لحاظ روحی چنان وضعيت اسفناکی دارد که برای جلوگيری از خودکشی ، او را در منزل به تخت بسته اند .
اما تکان دهنده ترين گزارش ها در اين ميان به بازداشتگاه غيرقانونی کهريزک اختصاص دارد که بر اساس گزارش های موثق و متعدد ، تحت نظارت مستقيم سردار رادان قا ئم مقام فرمانده نيروی انتظامی کل کشور اداره می شود و فضايی يکسره قرون وسطايی بر آن حاکم است .
شاهدان عينی و بازداشتیهای آزاد شده از کهريزک، وضعيت اين بازداشتگاه غير قانونی را اينگونه توصيف میکنند:
در يک سولهی ۲۰۰ متری بدون وجود دستگاههای تهويهی هوا، چندين معتاد کراکی که اميدی به زنده ماندن آنها نيست و بدنهايشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمين افتادهاند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری میشوند. بازداشتشدهها حدود ۱۰۰ نفرند که به اين محيط غير بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شدهاند. آنها صف می کشند تا بتوانند از زير در، ولو برای دقيقهای از هوای بيرون تنفس کنند.
هر روز صبح سردار رادان به اين محل سرکشی میکند و خود شخصا هر روز چند نفر از بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار میدهد. بهترين ابزار شکنجه در دست رادان، شلنگ است. وقتی صبح هر روز صدای هليکوپتر میآيد، بچهها به خود میلرزند و میفهمند که رادان آمده.
يکی از بازداشتیها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بينايی خود را از دست داد؛ ولی با وجود اطلاع شکنجهگران کهريزک از وضعيت وی، او را از اين محل غير بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشتشدهها به اوين منتقل میشوند و فردی که بينايی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوين در حرکت بود، بر روی پای يکی ديگر از بازداشت شدگان جان میسپارد.
از ديگر شکنجه ها در کهريزک آن است که بدن ها را خيس می کنند و بعد با شلنگ و سيم ، بازداشت شده ها را کتک می زنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند .
و سيعلم الذين ظلموا ای منقلب ينقلبون
Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
بر اساس گزارش رسيده به « موج سبز آزادی » يک خانم محجبه که در روزهای تبليغات انتخاباتی با خودروی شخصی خود اقدام به پخش سی دی « نود سياسی » می کرده ، به همين خاطر پس از انتخابات شناسايی و در منزل خود بازداشت می شود .
وی خبر داده که در مدت بازداشت ، بارها مورد ضرب و شتم مأ موران مرد قرار گرفته ، بازجوها مرتبا با الفاظ رکيک و ناسزا به توهين و تحقير وی می پرداخته اند و حتی مإ موران مرد موهای او را می کشيده و دا ئ ما با تماس بدنی ، او را مورد آزار قرار می داده اند تا اعتراف کند که با برخی چهره های سياسی ، رابطه ی نامشروع داشته است . اين گزارش حاکی است وی پيش از آزادی مجبور شده نوشته ای را امضا کند مبنی بر اينکه در زندان با وی هيچ گونه بدرفتاری نشده و حتی هفته ای دو بار هم در زندان چلوکباب خورده است !
گزارش ديگری که يکی از بازداشت شدگان هفته اول پس از انتخابات ، پس از آزادی در اختيار « موج سبز آزادی » قرار داده ، حاکی است که به محض انتقال وی به پاسگاه کلانتری و در ابتدای ورود به اين پاسگاه ، وی و ديگر بازداشت شدگان به شدت کتک خورده اند . او همچنين يکی از شکنجه های تحقيرآميز صورت گرفته را اين گونه توصيف کرده که : بازداشتی ها را در کف توالت پاسگاه می خواباندند ، سربازی پايش را پشت گردنشان می گذاشت و آنها را مجبور به ليس زدن توالت می کرد .
وی همچنين فاش کرده که در يک مورد که سربازی از اين کار امتناع کرده ، مورد ضرب و شتم مافوقش قرار گرفته و سپس او هم بازداشت شده است . وی در عين حال خبر داده که از همان روزهای ابتدايی ، در حين کتک زدن بازداشتی ها ، مرتبا در پاسگاه فحش های رکيک به هاشمی و خاتمی و موسوی می داده اند .
موضوع ديگری که در دو روز اخير و به دنبال شهادت فرزند يکی از مس ئ ولان دولت نهم به رسانه ها درز کرده ، ابتلای احتمالی برخی بازداشت شدگان به بيماری مننژيت است ؛ طوری که ابتدا سردار علايی در يادداشت خود فاش کرد که وزير بهداشت از توزيع گسترده و البته ديرهنگام واکسن مننژيت در زندان ها و بازداشتگاهها خبر داده ، سپس مديرکل زندان های قوه قضاييه تاييد کرده که تنها در اوين به ۴۰۰۰ زندانی واکنس مننژيت تزريق شده و دست آخر سخنگوی کميسيون امنيت ملی خبر داده که سعيد مرتضوی در جلسه ی اين کميسيون ادعا کرده محمد کامرانی و محسن روح الامينی به علت ابتلا به بيماری مننژيت درگذشته اند .
در اين باره ، يک پزشک متخصص که نخواست نامش فاش شود ، در گفت و گو با « موج سبز آزادی » از رسانه ها و نمايندگان مجلس خواست وزير بهداشت تا در صورت صحت اين ادعا ، نوع مننژيت اين دو زندانی را اعلام کند . وی هشدار داد که اگر مننژيت اين دو شهيد از نوع Meningococcal باشد ، خطر بزرگی دستگيرشدگان و حتی مردم را تهديد می کند و بايد سريعا نسبت به واکسينه کردن مردم و توزيع داروهای آنتی بيوتيک و پيش گيری ( Prophylaxis ) اقدام شود .
همچنين در گزارش ديگری که از سوی نزديکان يک جوان بازداشت شده به « موج سبز آزادی » رسيده ، تصريح شده که اين جوان که به تازگی آزاد شده و جرم وی بازگشت از لندن بوده ! از لحاظ روحی چنان وضعيت اسفناکی دارد که برای جلوگيری از خودکشی ، او را در منزل به تخت بسته اند .
اما تکان دهنده ترين گزارش ها در اين ميان به بازداشتگاه غيرقانونی کهريزک اختصاص دارد که بر اساس گزارش های موثق و متعدد ، تحت نظارت مستقيم سردار رادان قا ئم مقام فرمانده نيروی انتظامی کل کشور اداره می شود و فضايی يکسره قرون وسطايی بر آن حاکم است .
شاهدان عينی و بازداشتیهای آزاد شده از کهريزک، وضعيت اين بازداشتگاه غير قانونی را اينگونه توصيف میکنند:
در يک سولهی ۲۰۰ متری بدون وجود دستگاههای تهويهی هوا، چندين معتاد کراکی که اميدی به زنده ماندن آنها نيست و بدنهايشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمين افتادهاند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری میشوند. بازداشتشدهها حدود ۱۰۰ نفرند که به اين محيط غير بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شدهاند. آنها صف می کشند تا بتوانند از زير در، ولو برای دقيقهای از هوای بيرون تنفس کنند.
هر روز صبح سردار رادان به اين محل سرکشی میکند و خود شخصا هر روز چند نفر از بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار میدهد. بهترين ابزار شکنجه در دست رادان، شلنگ است. وقتی صبح هر روز صدای هليکوپتر میآيد، بچهها به خود میلرزند و میفهمند که رادان آمده.
يکی از بازداشتیها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بينايی خود را از دست داد؛ ولی با وجود اطلاع شکنجهگران کهريزک از وضعيت وی، او را از اين محل غير بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشتشدهها به اوين منتقل میشوند و فردی که بينايی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوين در حرکت بود، بر روی پای يکی ديگر از بازداشت شدگان جان میسپارد.
از ديگر شکنجه ها در کهريزک آن است که بدن ها را خيس می کنند و بعد با شلنگ و سيم ، بازداشت شده ها را کتک می زنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند .
و سيعلم الذين ظلموا ای منقلب ينقلبون
Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه
هویت یک جان باخته دیگر فاش شد
جزئیات قتل امیر حسین طوفان پور
• امیر حسین طوفان پور، متولد ۱۳۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز ۲۵ مرداد در حوالی میدان آزادی کشته شد ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۷ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۹
کمپین بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران، در یک اطلاعیه ی مطبوعاتی، جزئیات قتل یکی دیگر از جان باختکان راه آزادی را منتشر کرده است.
امیر حسین طوفان پور، متولد ۱٣۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز دوشنبه بیست و پنج خرداد (۲۵/٣/٨٨) همراه با برادر دیگرش به حوالی میدان آزادی بودند. حدود ساعت بیست و سی دقیقه شب به بعد با دیدن درگیری و شلوغی در بخشی از خیابان از برادر که سوار بر موتور بود جدا می شود تا نزدیک تجمع شود و خبری به دست بیاورد، ولی دیگر برنمی گردد. برادر که نزدیک صحنه بود با دیدن تیراندازی با موتور دور می شود و در جای دیگری منتظر می ماند ولی از امیرحسین خبری نمی شود. به خانه می آید و به همراهش زنگ می زند؛ جوابی نمی شنود تا اواخر شب که فرد ناشناسی به منزل مادرش زنگ می زند و به مادر منتظر او می گوید که دست امیر حسین تیر خورده و او را به بیمارستان حضرت رسول برده اند.
مادر و دیگر نزدیکان آن شب و روزهای دیگر بیمارستان ها را به دنبال او می گردند و خبری به دست نمی آورند. روز جمعه بیست و نه خرداد (۲۹/٣/٨٨) با ناامیدی به پزشک قانونی در کهریزک مراجعه می کنند و عکس او را در کامپیوتر کشته ها می بینند و با دیدن جنازه تلاش شان بی ثمر پایان می گیرد.
ابتدا برای دادن جنازه دادگاه انقلاب زمزمه هایی از گرفتن حق تیر از ده میلیون تا پنچ میلیون می کنند که تلاش های مادرش ظاهرا ثابت می کند که او فردی کاملا عادی و غیرسیاسی بوده و دادن تاوان را منتفی می کنند. البته با این تعهد که هیچ گونه مراسمی در منزل یا مسجد برگزار نشود؛ جنازه تحویل خانواده داده می شود. جراحات جنازه شامل: تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند. و شکستگی کامل بازویی که تیر خورده بوده است. روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
امیر حسین روز یکشنبه (٣۱/٣/٨٨) در قطعه ۲٣٣ بهشت زهرا ردیف ۱۵۲ شماره ٣۴ به خاک سپرده شد و مراجع قضایی به خانواده به ویژه مادرش قول دادند که به جرایم قاتل یا قاتلین رسیدگی می کنند. و آن ها فقط از طریق قانون پیگیر ماجرا باشند که حتی شاید دیه هم به او تعلق بگیرد.
مادر امیرحسین از آن روز تا به حال صبح ها قبل از باز شدن درب بهشت زهرا بر سر گور او حاضر است و عصرها یک بار دیگر؛ در یک روز دو بار به آن جا می رود.
هیچ کس از چگونگی صحیح کشته شدن او چیزی نمی داند . همه چیز بر اساس حدسیاتی است که از روی جنازه گرفته شده . آنچه مسلم است او بعد از تیر خوردن زنده بوده و صحبت می کرده و گوشی همراهش را به فردی داده و پیغام زنگ زدن به مادرش را رسانده. او کشته شد و نامش را هیچ مرجع و محکمه ای دادخواهی نکرد. اما امید نزدیکان و حق جویان خلاف این است.
Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
• امیر حسین طوفان پور، متولد ۱۳۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز ۲۵ مرداد در حوالی میدان آزادی کشته شد ...
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۷ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۹
کمپین بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران، در یک اطلاعیه ی مطبوعاتی، جزئیات قتل یکی دیگر از جان باختکان راه آزادی را منتشر کرده است.
امیر حسین طوفان پور، متولد ۱٣۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز دوشنبه بیست و پنج خرداد (۲۵/٣/٨٨) همراه با برادر دیگرش به حوالی میدان آزادی بودند. حدود ساعت بیست و سی دقیقه شب به بعد با دیدن درگیری و شلوغی در بخشی از خیابان از برادر که سوار بر موتور بود جدا می شود تا نزدیک تجمع شود و خبری به دست بیاورد، ولی دیگر برنمی گردد. برادر که نزدیک صحنه بود با دیدن تیراندازی با موتور دور می شود و در جای دیگری منتظر می ماند ولی از امیرحسین خبری نمی شود. به خانه می آید و به همراهش زنگ می زند؛ جوابی نمی شنود تا اواخر شب که فرد ناشناسی به منزل مادرش زنگ می زند و به مادر منتظر او می گوید که دست امیر حسین تیر خورده و او را به بیمارستان حضرت رسول برده اند.
مادر و دیگر نزدیکان آن شب و روزهای دیگر بیمارستان ها را به دنبال او می گردند و خبری به دست نمی آورند. روز جمعه بیست و نه خرداد (۲۹/٣/٨٨) با ناامیدی به پزشک قانونی در کهریزک مراجعه می کنند و عکس او را در کامپیوتر کشته ها می بینند و با دیدن جنازه تلاش شان بی ثمر پایان می گیرد.
ابتدا برای دادن جنازه دادگاه انقلاب زمزمه هایی از گرفتن حق تیر از ده میلیون تا پنچ میلیون می کنند که تلاش های مادرش ظاهرا ثابت می کند که او فردی کاملا عادی و غیرسیاسی بوده و دادن تاوان را منتفی می کنند. البته با این تعهد که هیچ گونه مراسمی در منزل یا مسجد برگزار نشود؛ جنازه تحویل خانواده داده می شود. جراحات جنازه شامل: تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند. و شکستگی کامل بازویی که تیر خورده بوده است. روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
امیر حسین روز یکشنبه (٣۱/٣/٨٨) در قطعه ۲٣٣ بهشت زهرا ردیف ۱۵۲ شماره ٣۴ به خاک سپرده شد و مراجع قضایی به خانواده به ویژه مادرش قول دادند که به جرایم قاتل یا قاتلین رسیدگی می کنند. و آن ها فقط از طریق قانون پیگیر ماجرا باشند که حتی شاید دیه هم به او تعلق بگیرد.
مادر امیرحسین از آن روز تا به حال صبح ها قبل از باز شدن درب بهشت زهرا بر سر گور او حاضر است و عصرها یک بار دیگر؛ در یک روز دو بار به آن جا می رود.
هیچ کس از چگونگی صحیح کشته شدن او چیزی نمی داند . همه چیز بر اساس حدسیاتی است که از روی جنازه گرفته شده . آنچه مسلم است او بعد از تیر خوردن زنده بوده و صحبت می کرده و گوشی همراهش را به فردی داده و پیغام زنگ زدن به مادرش را رسانده. او کشته شد و نامش را هیچ مرجع و محکمه ای دادخواهی نکرد. اما امید نزدیکان و حق جویان خلاف این است.
Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه
همایش کوثر، جلسه وزارت منفور اطلاعات در مورد 18 تیر
در يك وبلاگ بنام زنديق حدود 12 فال صوتي از جلسه اخير سركردگان وزارت منفور اطلاعات به چشم ميخورد. اين فايلهاي صوتي چگونه و توسط چه كسي به بيرون درز كرده مهم نيست و شايد هم خودشان براي بهره برداري كثيف سياسي آنرا به خارج از دايره اهريمني شان فرستادند. آنچه مهم است پرده برداري ناشيانه جنايتكاران از جناياتي كه انجام داده اند است. از شما عزيزان تقاضا دارم اين فايلهاي صوتي را هر چند طولاني هستند با دقت گوش كنيد و اظهارات مزدوران آدمكش وزارت كثيف اصلاعات را بدرستي تجزيه و تحليل نمائيد. بسياري از پرسشهاي بي پاسخ مانده ملت ايران در ارتباط با جنايات اخير و آمران و عاملان اين جنايات را ميتوان از ميان همين فايلهاي صوتي پاسخ داد.
بطور مثال سركرده و گرداننده جلسه كه بنام همايش كوثر نام گذاري شده بود در مورد يورش وحشيانه ماموران آدمكشش به خوابگاه كوي دانشگاه چنين مي گويد:
كه ما به ماموران(لباس شخصي ها) 15 دقيقه وقت حمله داديم اما چرا حمله بيش از 15 دقيقه طول كشيد!!!!!
چرا شماها اول به دانشجوياني كه از خانواده شهدا و جانبازان و سهميه بسيج و سپاه محسوب ميشدند حمله ور شديد و مورد ضرب و شتم قرار داديد!!!
وي در گوشه ديگري ادامه ميدهد كه ساكنين اميرآباد اصلا مذهبي نيستند و اعتقادي به اسلام و انقلاب ندارند و همگي دشمن ما بوده و در هنگامه چنين شورشهايي سريعا براي حمايت به دانشجويان ملحق مي شوند پس شماها چرا هيچ كاري نمي كنيد!!!! كم مانده مردم بريزند و سرمان را كنار جوي آب بيخ تا بيخ ببرند!!!!
در جاي ديگري اين مزدور مي گويد تا كنون بنا به فرموده رهبر يك تقسيم بندي بين خودي و غير خودي وجود داشت اما الان ما متوجه شديم كه تقسيم بندي آقا هم درست نيست و آنگونه كه ايشان ميگفتند نيست و بسياري از خودي ها نيز غير خودي محسوب مي شوند و رو در روي ما قرار گرفتند. آيا ميدانيد تعداد غير خوديها چقدر شده؟
در جاي ديگر اين آدمكش حرفه اي پرده از روابط نامشروع حكومت براي آموزش هاي انسان ستيزشان با روسيه كثيف بر ميدارد و ناشيانه اعتراف به درس گرفتن براي سركوب ملت ايران از روسيه مي كند.
اينها شديدا از مردم ترسيده اند و مزدورانشان را نيز براي مقابله با مردم شديدا تهديد مي كنند.
جالب توجه اينكه در يك قسمت همين مزدور خطاب به مزدوران دون مرتبه اش مي گويد ما پيمان بستيم كه براي منافع رهبر و خودمان و نظام كار كنيم و هر كاري كه لازم باشد انجام بدهيم.
لطفا فايلها را دانلود و سريعا پخش كنيد تا آندسته از بي خبراني كه هنوز گمان مي كنند اينها پاك و مطهر و بي كناه و بر حق هستند بشنوند و بفهمند كه از چه جانوران جنايتكاري حمايت ميكنند و حامي چه رژيم ضد بشري هستند كه سران و گردانندگانش بنام اسلام و خدا و انقلاب تا خرخره غرق در جنايت و آدمكشي و فساد و تقلبند.
آدرس سايت:http://www.zandiq.com/pandiq/0000000003.shtml
بطور مثال سركرده و گرداننده جلسه كه بنام همايش كوثر نام گذاري شده بود در مورد يورش وحشيانه ماموران آدمكشش به خوابگاه كوي دانشگاه چنين مي گويد:
كه ما به ماموران(لباس شخصي ها) 15 دقيقه وقت حمله داديم اما چرا حمله بيش از 15 دقيقه طول كشيد!!!!!
چرا شماها اول به دانشجوياني كه از خانواده شهدا و جانبازان و سهميه بسيج و سپاه محسوب ميشدند حمله ور شديد و مورد ضرب و شتم قرار داديد!!!
وي در گوشه ديگري ادامه ميدهد كه ساكنين اميرآباد اصلا مذهبي نيستند و اعتقادي به اسلام و انقلاب ندارند و همگي دشمن ما بوده و در هنگامه چنين شورشهايي سريعا براي حمايت به دانشجويان ملحق مي شوند پس شماها چرا هيچ كاري نمي كنيد!!!! كم مانده مردم بريزند و سرمان را كنار جوي آب بيخ تا بيخ ببرند!!!!
در جاي ديگري اين مزدور مي گويد تا كنون بنا به فرموده رهبر يك تقسيم بندي بين خودي و غير خودي وجود داشت اما الان ما متوجه شديم كه تقسيم بندي آقا هم درست نيست و آنگونه كه ايشان ميگفتند نيست و بسياري از خودي ها نيز غير خودي محسوب مي شوند و رو در روي ما قرار گرفتند. آيا ميدانيد تعداد غير خوديها چقدر شده؟
در جاي ديگر اين آدمكش حرفه اي پرده از روابط نامشروع حكومت براي آموزش هاي انسان ستيزشان با روسيه كثيف بر ميدارد و ناشيانه اعتراف به درس گرفتن براي سركوب ملت ايران از روسيه مي كند.
اينها شديدا از مردم ترسيده اند و مزدورانشان را نيز براي مقابله با مردم شديدا تهديد مي كنند.
جالب توجه اينكه در يك قسمت همين مزدور خطاب به مزدوران دون مرتبه اش مي گويد ما پيمان بستيم كه براي منافع رهبر و خودمان و نظام كار كنيم و هر كاري كه لازم باشد انجام بدهيم.
لطفا فايلها را دانلود و سريعا پخش كنيد تا آندسته از بي خبراني كه هنوز گمان مي كنند اينها پاك و مطهر و بي كناه و بر حق هستند بشنوند و بفهمند كه از چه جانوران جنايتكاري حمايت ميكنند و حامي چه رژيم ضد بشري هستند كه سران و گردانندگانش بنام اسلام و خدا و انقلاب تا خرخره غرق در جنايت و آدمكشي و فساد و تقلبند.
آدرس سايت:http://www.zandiq.com/pandiq/0000000003.shtml
یک شاهد عینی: پیکر صدها شهید در سردخانهها پنهان و بر روی هم انبار شده است
یک شاهد عینی که نخواست نامش فاش شود در حالیکه برای یافتن عزیز خود همچنان سرگردان است گفت که جنازه صدها شهید را در سردخانهای در جنوب غربی تهران دیده است که بر روی هم تلنبار شده بودند. در حالیکه بسیاری از خانوادههای زندانیان در بند همچنان نگران عزیزانشان از این نهاد به آن سازمان و از این زندان به آن دادگاه سرگردان و حیران بازی داده میشوند و هیچ مقام مسئول و غیر مسئولی در کشور حاضر به پاسخگویی به این خانوادههای نگران نیست، برخی از خانوادهها را به محل نامعلومی دعوت میکنند و بعد از توجیه و تهدید آنها به آسیب دیدن دیگر اعضای خانواده و همچنین گرفتن تعهد مبنی بر عدم اطلاعرسانی در مورد مرگ فرزندانشان و امضاء اوراقی با این مضمون که تائید میکنند عزیزانشان بر اثر تصادف و یا دیگر حوادث طبیعی جان سپردهاند جنازههای آنها را تحویل خانوادههای داغدار میدهند. نوروز به به نقل از یکی از این خانواده ها که نخواست نامش فاش شود نوشته است، وی را به سردخانهای در جنوب غربی تهران که مخصوص نگهداری میوه و محصولات لبنی بوده است بردهاند و آلبومی در اختیارش گذاشتهاند که تصویر صدها کشته در آن بوده است تا جنازه فرزندش را از بین آنها پیدا کند. به گفته وی دیدن تصاویر این کشتهها نزدیک به نیم ساعت به طول انجامیده است. وی افزود در زمان خروج از این سردخانه پیکر صدها شهید را دیده است که در آنجا روی هم گذاشته شده بودند. این مادر داغدار میگوید با آنکه جنازه فرزندم را پیدا نکردم اما با دیدن آنهمه جنازه که رو هم دپو شده بود از هوش رفتم و وقتی به هوش آمدم که در بیرون سرخانه و در ماشین بودم. همه اینها در حالی است که تمامی مقامات نظامی کشور در هفتههای اخیر استفاده از سلاح گرم را در درگیریهای تهران رد کردهاند و مشخص نیست این همه شهید و کشته که هر روز تنها نام برخی از آنها منتشر میشود به چه صورت کشته و شهید شدهاند.
http://www.facebook.com/ext/share.php?sid=111950775107h=jyku4u=QTYQIref=nf
http://www.facebook.com/ext/share.php?sid=111950775107h=jyku4u=QTYQIref=nf
هموطن آگاه باش ناموسمان به خطر افتاده
هموطن آگاه باش ناموسمان به خطر افتاده
وضعیت مبهم یکی از خواهران بازداشتشده ما در تجمع مسجد قبا
ترانه موسوی
احتمال تجاوز دست جمعی لباس شخصی ها به ترانه و قتل وی
اگر ساکت بنشینیم فردا نوبت خواهر خود ماست. اگر چه ترانه هم خواهر ماست.
ترانه موسوی هنرجوی آرایشگری بیست و هشت ساله ای ست که بیش از دو هفته پیش در حاشیه گرد همایی هفتم تیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر و گفته می شود به خانواده وی اطلاع داده شده که به دلیل آسیب دیدگی شدید در ناحیه مقعد و رحم در وضعیت خطرناکی قرار دارد.
بنا بر گزارش های دریافتی، این دختر جوان پس از شرکت در مراسم هفت تیر در مسجد قبا در ساعت شش بعدازظهر توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی دستگیر شده است و با اینکه تمام بازداشت شدگان پس از بازجویی در ساعت ۲۲.۳۰ توسط بسیج و اطلاعات به کلانتری نوبنیاد انتقال داده می شوند، ماموران لباس شخصی وی را در ساختمانی در نزدیکی حسینیه ارشاد نگه می دارند.
به گفته شاهدان برخلاف اغلب بازداشت شدگان که با لباس معمولی و کفش ورزشی در مراسم شرکت داشتند، ترانه با لباسی شیک و کفش های پاشنه بلند دستگیر شده بود و به دلیل مدل موها، آرایش و زیبایی ش مورد توجه بازجویان قرار داشت.
هنگامی که خانواده ترانه که در خیابان جیحون در غرب تهران ساکن هستند به دنبال وی به کلانتری نوبنیاد مراجعه می کنند، مسئولان کلانتری از بازداشت وی اظهار بی اطلاعی می کنند اما سایر بازداشتی ها به خانواده وی اطلاع می دهند که ترانه توسط بسیج بازداشت ولی به کلانتری تحویل داده نشده است که این امر سبب تشدید نگرانی خانواده وی می شود.
احتمال تجاوز گروهی به وی هنگامی شدت گرفت که چند روز بعد فرد ناشناسی به خانواده وی تلفن زد و ادعا کرد که ترانه پس از "تصادف" دچار پارگی مقعد و رحم شده است و در بیمارستان امام خمینی کرج بستری شده است!
خانواده وی سرانجام پس از چند روز تلاش اتومبیل وی را که در حوالی مسجد قبا پارک شده بود پیدا کرده و به بیمارستان امام خمینی کرج مراجعه می کنند، در بیمارستان یکی از پرستاران تایید می کند که دختری با مشخصات ظاهری ترانه توسط نیروهای لباس شخصی در حالت بیهوشی به بیمارستان منتقل و پس از چندین ساعت نیز در حالت بی هوشی از بیمارستان بیرون برده شده است اما مشخصات وی در بیمارستان ثبت نشده است.
این امر این ظن را که ترانه م. توسط نیروهای بسیجی و امنیتی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و احتمالا جان باخته است تشدید می کند اما خانواده وی همچنان از افشاء شدن این موضوع بیم دارند و امیدوارند تا با عمل به توصیه پلیس به آنها مبنی بر سکوت، ردی از دختر خود بیابند.
پدر وی که در زمینه دندانسازی فعالیت دارد از زمان مراجعه به بیمارستان دچار حمله قلبی شده و بستری است و مادر وی نیز از پاسخگویی به سوالات دوستان و اقوام در باره سرنوشت دخترش طفره می رود.
با این حال یکی از دوستان نزدیک ترانه به ما گفته است که به شدت نگران زندگی ترانه با توجه به اطلاعات موجود است به گفته وی بین زمانی که گفته می شود دختری با مشخصات ترانه در بیمارستان بوده تا زمان دستگیری وی چند روز سپری شده است و نیز ذکر پارگی مقعد و رحم توسط فرد ناشناس این احتمال را به ذهن متبادر می کند که ترانه در حین تجاوز وحشیانه گروهی بسیج و نیروهای امنیتی جان باخته باشد.
ما با اینکه اطلاعات دیگری از منابع دیگر به دست آورده ایم که نگرانی در باره سرنوشت ترانه را افزایش می دهد اما تلاش می کنیم تا با دستیابی به نزدیکان ترانه، آخرین وضعیت وی را به زودی به اطلاع برسانیم و از رسانه ها و سازمان های حامی حقوق بشر و زنان درخواست کمک کنیم.
شرم بر تو ای خامنه ای
شرم بر تو ای لباس شخصی
شرم بر ما که به خواهرمان تجاوز می کنند و ما خاموشیم
وضعیت مبهم یکی از خواهران بازداشتشده ما در تجمع مسجد قبا
ترانه موسوی
احتمال تجاوز دست جمعی لباس شخصی ها به ترانه و قتل وی
اگر ساکت بنشینیم فردا نوبت خواهر خود ماست. اگر چه ترانه هم خواهر ماست.
ترانه موسوی هنرجوی آرایشگری بیست و هشت ساله ای ست که بیش از دو هفته پیش در حاشیه گرد همایی هفتم تیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر و گفته می شود به خانواده وی اطلاع داده شده که به دلیل آسیب دیدگی شدید در ناحیه مقعد و رحم در وضعیت خطرناکی قرار دارد.
بنا بر گزارش های دریافتی، این دختر جوان پس از شرکت در مراسم هفت تیر در مسجد قبا در ساعت شش بعدازظهر توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی دستگیر شده است و با اینکه تمام بازداشت شدگان پس از بازجویی در ساعت ۲۲.۳۰ توسط بسیج و اطلاعات به کلانتری نوبنیاد انتقال داده می شوند، ماموران لباس شخصی وی را در ساختمانی در نزدیکی حسینیه ارشاد نگه می دارند.
به گفته شاهدان برخلاف اغلب بازداشت شدگان که با لباس معمولی و کفش ورزشی در مراسم شرکت داشتند، ترانه با لباسی شیک و کفش های پاشنه بلند دستگیر شده بود و به دلیل مدل موها، آرایش و زیبایی ش مورد توجه بازجویان قرار داشت.
هنگامی که خانواده ترانه که در خیابان جیحون در غرب تهران ساکن هستند به دنبال وی به کلانتری نوبنیاد مراجعه می کنند، مسئولان کلانتری از بازداشت وی اظهار بی اطلاعی می کنند اما سایر بازداشتی ها به خانواده وی اطلاع می دهند که ترانه توسط بسیج بازداشت ولی به کلانتری تحویل داده نشده است که این امر سبب تشدید نگرانی خانواده وی می شود.
احتمال تجاوز گروهی به وی هنگامی شدت گرفت که چند روز بعد فرد ناشناسی به خانواده وی تلفن زد و ادعا کرد که ترانه پس از "تصادف" دچار پارگی مقعد و رحم شده است و در بیمارستان امام خمینی کرج بستری شده است!
خانواده وی سرانجام پس از چند روز تلاش اتومبیل وی را که در حوالی مسجد قبا پارک شده بود پیدا کرده و به بیمارستان امام خمینی کرج مراجعه می کنند، در بیمارستان یکی از پرستاران تایید می کند که دختری با مشخصات ظاهری ترانه توسط نیروهای لباس شخصی در حالت بیهوشی به بیمارستان منتقل و پس از چندین ساعت نیز در حالت بی هوشی از بیمارستان بیرون برده شده است اما مشخصات وی در بیمارستان ثبت نشده است.
این امر این ظن را که ترانه م. توسط نیروهای بسیجی و امنیتی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته و احتمالا جان باخته است تشدید می کند اما خانواده وی همچنان از افشاء شدن این موضوع بیم دارند و امیدوارند تا با عمل به توصیه پلیس به آنها مبنی بر سکوت، ردی از دختر خود بیابند.
پدر وی که در زمینه دندانسازی فعالیت دارد از زمان مراجعه به بیمارستان دچار حمله قلبی شده و بستری است و مادر وی نیز از پاسخگویی به سوالات دوستان و اقوام در باره سرنوشت دخترش طفره می رود.
با این حال یکی از دوستان نزدیک ترانه به ما گفته است که به شدت نگران زندگی ترانه با توجه به اطلاعات موجود است به گفته وی بین زمانی که گفته می شود دختری با مشخصات ترانه در بیمارستان بوده تا زمان دستگیری وی چند روز سپری شده است و نیز ذکر پارگی مقعد و رحم توسط فرد ناشناس این احتمال را به ذهن متبادر می کند که ترانه در حین تجاوز وحشیانه گروهی بسیج و نیروهای امنیتی جان باخته باشد.
ما با اینکه اطلاعات دیگری از منابع دیگر به دست آورده ایم که نگرانی در باره سرنوشت ترانه را افزایش می دهد اما تلاش می کنیم تا با دستیابی به نزدیکان ترانه، آخرین وضعیت وی را به زودی به اطلاع برسانیم و از رسانه ها و سازمان های حامی حقوق بشر و زنان درخواست کمک کنیم.
شرم بر تو ای خامنه ای
شرم بر تو ای لباس شخصی
شرم بر ما که به خواهرمان تجاوز می کنند و ما خاموشیم
۱۳۸۸ تیر ۱۶, سهشنبه
توصیه هایی برای راهپیمایی و تجمعات 18 تیر
By sarbazemihan
توصیه هایی برای 18 تیر :
1- حتما از ساعت 4 بعدازظهر در خیابانها باشد ، درست است هوا گرم است در سراسر کشور اما کار اصلی ما ، شب هنگام است که نیروهای نظامی دید کمتری دارند ، اما حضور ما از ساعت 4 بعدازظهر باعث حضور بسیار بسیجیان و نیروهای سرکوبگر خواهد شد ، ایشان اکثرا زره پوش هستند و در گرمای ظهر مطمئنا نیرویشان کاملا تحلیل خواهد رفت و در هنگام غروب و 8 به بعد کنترل اوضاع به دست مردم آزادیخواه خواهد بود .
2- مسیرهای انتخاب شده تقریبا از مسیرهایی هست که نمی توانند به شما گیر بدهند ، پس در صورت گیر دادند می توانید بگویید برای خرید کتاب ، خرید لوازم کامپیوتر یا خرید لباس می روم ، مطمئنا تمام مسیرهای تعیین شده در سس استان کشور به طوری هست که حضور شما را موجه نماید .
3- اگر حتی بدتان می آید ، لباس خود را روی پیراهنتان بیاندازید ، و تا آن روز ته ریش بگذارید ، نیروهای اطلاعاتی بدلیل همراه داشتن بیسیم یا گاز فلفل و .. (به جز نیروهای ارشد) همواره پیراهن خود را بر روی شلوار می اندازند .
4- به هیچ عنوان از دست نیروهای بسیجی یا اطلاعاتی و … فرار نکنید ، شما برای خرید به سمت میدان انقلاب در تهران یا مسیرهای تعیین شده دیگر در سراسر کشور می روید . با این کار نیروهای بسیجی و اطلاعاتی دچار سردرگمی شدیدی خواهند شد .
5- مسیرها طوری تعیین شده است که حتی در صورت حضور نیروهای سرکوبگر آنها تحت محاصره شما باشند نه شما تحت محاصره آنها ، پس اصلا نترسید . مسیرها در محل بازارهای کشور تعیین شده است ، پس سمت بازار حضور داشته باشید .
6- از هر چند نفر شما ، یک نفر به صور مخفیانه یک وسیله دفاع ، مثل چماق یا پنجه بوکس در اختیار داشته باشد ، این سخن همواره در گوش شما باشد که این وسایل مربوط به دفاع است نه حمله و شما بصورت مسالمت آمیز راه خود را بپیمایید و این حق طبیعی شماست که در صورت حمله به شما از خود دفاع کنید .
7- خوشبختانه آلودگی شدید هوا که چند روز است غرب کشور را به تعطیلی کشانده به کمک ملت ایران آمده است و شما بدون هیچ عذر و بهانه ای می توانید از ماسک استفاده نمایید ، اما تا هنگامی که حضور گسترده در مکان هدف شروع نشده است ، از ماسک استفاده ننمایید . استفاده از ماسک برای عدم شناسایی شما توسط نیروهای سرکوبگر بسیار به کار خواهد آمد .
8- یک بسته سیگار حتی در صورت نکشیدن سیگار به کار شما خواهد آمد ، سیگارهایی مانند بهمن ، تیر و مگنا بعلت موادی که دارند بهترین سیگار برای مبارزه با گاز اشک آور خواهند بود ، ضمنا فندک برای روشن کردن آن یادتان نرود .
9- یک دستمال آغشته به سرکه همراه خود داشته باشید ، در صورت پرتاب گاز اشک آور آن را بر جلوی بینی خود بگذارید .
10- چند تکه کاغذ یا روزنامه تا کنید و در جیب خود داشته باشید ، در صورت پاشیدن گاز فلفل درست است که صورت شما چند لحظه می سوزد اما با فندک کاغذ را روشن کنید ، و جلوی صورت خود بگیرید بصورتی که موها و پوست شما نسوزد و گرمای آن به صورت شما بخورد ، گرما باعث تبخیر و از بین رفتن اثرات گاز فلفل خواهد شد . درست است که صورت شما در اثر گاز فلفل خواهد سوزش پیدا می کند اما با این روش هیچ اتفاقی برای شما نخواهد افتاد اما در صورت استفاده از آب صورت شما تاول خواهد زد .
11- در منطقه هدف به طور مثال دانشگاه تهران ، دستهای هم را به هم قلاب کرده و یک دیوار تشکیل دهید ، داستان قدیمی را که یادتان هست ، یک چوب را میتوان شکست ، دو چوب را میتوان شکست ، اما چند چوب را نمی توان شکست
12- هر نفر به اندازه ای که میتواند روغن موتور با خود بیاورد ، روغن موتور بدترین زهر برای موتور سواران چماق بدست می باشد . در ضمن هر چند نفر که از محله خود را ه می افتید یک طناب برای بستن مسیر می توانید با خود بیاورید ، طناب را می توانید دور کمر خود بپیچید .
13- اگر می ترسید و قدرت شرکت در راهپیمایی را ندارید و یا کارمند هستید و واهمه اخراج دارید و … یک کار میتوانید برای خدمت به مردم انجام دهید ، با دوستان خود قرار بگذارید و در مسیرهای منتهی به محل تجمع تصادف صوری ایجاد کنید ، آخرش این است که 7 هزار تومان جریمه می شوید یا ماشین شما به پارکینگ برای چند روز می رود ، اما شما راه را برای حضور بیشتر نیروهای سرکوبگر بسته اید و برای ایشان ترافیک و فرسایش ایجاد کرده اید .
13- مسیرهای راهپیمایی و تجمع را به هر نحو ممکن در کشور پخش نمایید در لینک زیر آن را ببینید :
http://sarbazemihan.wordpress.com/2009/07/06/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1/
توصیه هایی برای 18 تیر :
1- حتما از ساعت 4 بعدازظهر در خیابانها باشد ، درست است هوا گرم است در سراسر کشور اما کار اصلی ما ، شب هنگام است که نیروهای نظامی دید کمتری دارند ، اما حضور ما از ساعت 4 بعدازظهر باعث حضور بسیار بسیجیان و نیروهای سرکوبگر خواهد شد ، ایشان اکثرا زره پوش هستند و در گرمای ظهر مطمئنا نیرویشان کاملا تحلیل خواهد رفت و در هنگام غروب و 8 به بعد کنترل اوضاع به دست مردم آزادیخواه خواهد بود .
2- مسیرهای انتخاب شده تقریبا از مسیرهایی هست که نمی توانند به شما گیر بدهند ، پس در صورت گیر دادند می توانید بگویید برای خرید کتاب ، خرید لوازم کامپیوتر یا خرید لباس می روم ، مطمئنا تمام مسیرهای تعیین شده در سس استان کشور به طوری هست که حضور شما را موجه نماید .
3- اگر حتی بدتان می آید ، لباس خود را روی پیراهنتان بیاندازید ، و تا آن روز ته ریش بگذارید ، نیروهای اطلاعاتی بدلیل همراه داشتن بیسیم یا گاز فلفل و .. (به جز نیروهای ارشد) همواره پیراهن خود را بر روی شلوار می اندازند .
4- به هیچ عنوان از دست نیروهای بسیجی یا اطلاعاتی و … فرار نکنید ، شما برای خرید به سمت میدان انقلاب در تهران یا مسیرهای تعیین شده دیگر در سراسر کشور می روید . با این کار نیروهای بسیجی و اطلاعاتی دچار سردرگمی شدیدی خواهند شد .
5- مسیرها طوری تعیین شده است که حتی در صورت حضور نیروهای سرکوبگر آنها تحت محاصره شما باشند نه شما تحت محاصره آنها ، پس اصلا نترسید . مسیرها در محل بازارهای کشور تعیین شده است ، پس سمت بازار حضور داشته باشید .
6- از هر چند نفر شما ، یک نفر به صور مخفیانه یک وسیله دفاع ، مثل چماق یا پنجه بوکس در اختیار داشته باشد ، این سخن همواره در گوش شما باشد که این وسایل مربوط به دفاع است نه حمله و شما بصورت مسالمت آمیز راه خود را بپیمایید و این حق طبیعی شماست که در صورت حمله به شما از خود دفاع کنید .
7- خوشبختانه آلودگی شدید هوا که چند روز است غرب کشور را به تعطیلی کشانده به کمک ملت ایران آمده است و شما بدون هیچ عذر و بهانه ای می توانید از ماسک استفاده نمایید ، اما تا هنگامی که حضور گسترده در مکان هدف شروع نشده است ، از ماسک استفاده ننمایید . استفاده از ماسک برای عدم شناسایی شما توسط نیروهای سرکوبگر بسیار به کار خواهد آمد .
8- یک بسته سیگار حتی در صورت نکشیدن سیگار به کار شما خواهد آمد ، سیگارهایی مانند بهمن ، تیر و مگنا بعلت موادی که دارند بهترین سیگار برای مبارزه با گاز اشک آور خواهند بود ، ضمنا فندک برای روشن کردن آن یادتان نرود .
9- یک دستمال آغشته به سرکه همراه خود داشته باشید ، در صورت پرتاب گاز اشک آور آن را بر جلوی بینی خود بگذارید .
10- چند تکه کاغذ یا روزنامه تا کنید و در جیب خود داشته باشید ، در صورت پاشیدن گاز فلفل درست است که صورت شما چند لحظه می سوزد اما با فندک کاغذ را روشن کنید ، و جلوی صورت خود بگیرید بصورتی که موها و پوست شما نسوزد و گرمای آن به صورت شما بخورد ، گرما باعث تبخیر و از بین رفتن اثرات گاز فلفل خواهد شد . درست است که صورت شما در اثر گاز فلفل خواهد سوزش پیدا می کند اما با این روش هیچ اتفاقی برای شما نخواهد افتاد اما در صورت استفاده از آب صورت شما تاول خواهد زد .
11- در منطقه هدف به طور مثال دانشگاه تهران ، دستهای هم را به هم قلاب کرده و یک دیوار تشکیل دهید ، داستان قدیمی را که یادتان هست ، یک چوب را میتوان شکست ، دو چوب را میتوان شکست ، اما چند چوب را نمی توان شکست
12- هر نفر به اندازه ای که میتواند روغن موتور با خود بیاورد ، روغن موتور بدترین زهر برای موتور سواران چماق بدست می باشد . در ضمن هر چند نفر که از محله خود را ه می افتید یک طناب برای بستن مسیر می توانید با خود بیاورید ، طناب را می توانید دور کمر خود بپیچید .
13- اگر می ترسید و قدرت شرکت در راهپیمایی را ندارید و یا کارمند هستید و واهمه اخراج دارید و … یک کار میتوانید برای خدمت به مردم انجام دهید ، با دوستان خود قرار بگذارید و در مسیرهای منتهی به محل تجمع تصادف صوری ایجاد کنید ، آخرش این است که 7 هزار تومان جریمه می شوید یا ماشین شما به پارکینگ برای چند روز می رود ، اما شما راه را برای حضور بیشتر نیروهای سرکوبگر بسته اید و برای ایشان ترافیک و فرسایش ایجاد کرده اید .
13- مسیرهای راهپیمایی و تجمع را به هر نحو ممکن در کشور پخش نمایید در لینک زیر آن را ببینید :
http://sarbazemihan.wordpress.com/2009/07/06/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1/
گزارش چند پزشک ایرانی از دوشنبه سیاه در تهران
چند پزشک ایرانی که به فرانسه مسافرت کرده اند و بدلایل امنیتی مایل نیستند نامشان فاش شود خطاب به خیرنگاران گفتند:
"در تهران ما شاهد ناتوان جنایت واقعی برعلیه بشریت بودیم. از همان ابتدای شروع تظاهرات ضد احمدی نژاد، بسیجی ها و نیروهای امنیتی لباس شخصی در بیمارستان ها سیاست ترور و وحشت را بوجود آوردند. آنان مجروحان را بیرحمانه مورد تعقبیب قرار می دادند."
همه چیز در شنبه 13 ژوئن آغاز شد. یعنی نخستین روز اعتراضات برعلیه نتایج انتخابات. لباس شخصی ها و بسیجی ها خواهان دریافت فهرست بستری شدگان بیمارستان هایی شدند که در نزدیکی محل تظاهرات قرار داشت. هدف آنان تعیین هویت معترضین مجروح بود تا بتوانند آنان را در دادگاه ها به اتهام برهم زدن نظم عمومی مورد تعقبیب قرار دهند.
بیش از 92 کشته
به گواهی شاهدانی که با محافل پزشکی ارتباط دارند، در بیمارستان رسول اکرم که چندان از دانشگاه تهران دور نیست، در شب "دوشنبه سیاه" (15 ژوئن)، 38 تن شامل 28 مجروح و 10 کشته در این بیمارستان شمارش شده اند. "ما دیدیم که گلوله ها بطور افقی از قفسه سینه عبور کرده بود که به معنای آن است که از بالا شلیک شده بودند یعنی از روی بام"
براساس گزارش رسمی 17 تن از ابتدای اعتراض ها کشته شده اند. اما اماری که بطور پنهانی توسط کارکنان درمانی بیمارستان های مختلف تهیه شده از کشته شدن 92 تن در تهران و اطراف آن حکایت دارد. یک زن آبستن هشت ماهه نیز جزو قربانیان است. وی که در حوالی کاخ ریاست جمهوری مورد اصابت گلوگه قرار گرفته بود به بیمارستان منتقل گردیده بود. حوادث وحشت انگیز دیگری هم برملا شده است. مثلا در شهریار، در حوالی پایتخت، جسد شش جوان کشف شد. به گفته یکی از پزشکان "آنان براساس جراحاتی که به گردنشان وارد شده بود کشته شده بودند. سر آنان شکافته شده بود. احتمالا برای بیرون آوردن گلوله تا آثار جنایت پاک شود."
برای پاک کردن ردپای جنایات انجام شده از پزشکان خواسته شده است که گواهی دهند که این افراد در نتیجه عمل جراحی فوت کرده اند.
دربرابر مقاومت بخشی از کارکنان بیمارستان ها، اجساد سریعا به مکان های دیگر منتقل شدند." ما احتمال می دهیم که آنها به بیمارستان نظامی بقیه الله یا جایی که مردم از آن خبر ندارند منتقل شده اند. سپس تحت عنوان اهدای عضو، اجساد آنان تکه تکه شده و هرگونه آثار گلوله از بین رفته است. به والدین آنان گفته شده که اگر می خواهند جسد بستگان خود را بپذیرند باید به اهدای اعضا رضایت دهند. در آرامگاه بزرگ بهشت زهرا، مراسم تدفین تحت مرافبت شدید انجام می شود. به گفته شاهدان اعلام دلیل مرگ روی سنگ قبر ممنوع است.
"در تهران ما شاهد ناتوان جنایت واقعی برعلیه بشریت بودیم. از همان ابتدای شروع تظاهرات ضد احمدی نژاد، بسیجی ها و نیروهای امنیتی لباس شخصی در بیمارستان ها سیاست ترور و وحشت را بوجود آوردند. آنان مجروحان را بیرحمانه مورد تعقبیب قرار می دادند."
همه چیز در شنبه 13 ژوئن آغاز شد. یعنی نخستین روز اعتراضات برعلیه نتایج انتخابات. لباس شخصی ها و بسیجی ها خواهان دریافت فهرست بستری شدگان بیمارستان هایی شدند که در نزدیکی محل تظاهرات قرار داشت. هدف آنان تعیین هویت معترضین مجروح بود تا بتوانند آنان را در دادگاه ها به اتهام برهم زدن نظم عمومی مورد تعقبیب قرار دهند.
بیش از 92 کشته
به گواهی شاهدانی که با محافل پزشکی ارتباط دارند، در بیمارستان رسول اکرم که چندان از دانشگاه تهران دور نیست، در شب "دوشنبه سیاه" (15 ژوئن)، 38 تن شامل 28 مجروح و 10 کشته در این بیمارستان شمارش شده اند. "ما دیدیم که گلوله ها بطور افقی از قفسه سینه عبور کرده بود که به معنای آن است که از بالا شلیک شده بودند یعنی از روی بام"
براساس گزارش رسمی 17 تن از ابتدای اعتراض ها کشته شده اند. اما اماری که بطور پنهانی توسط کارکنان درمانی بیمارستان های مختلف تهیه شده از کشته شدن 92 تن در تهران و اطراف آن حکایت دارد. یک زن آبستن هشت ماهه نیز جزو قربانیان است. وی که در حوالی کاخ ریاست جمهوری مورد اصابت گلوگه قرار گرفته بود به بیمارستان منتقل گردیده بود. حوادث وحشت انگیز دیگری هم برملا شده است. مثلا در شهریار، در حوالی پایتخت، جسد شش جوان کشف شد. به گفته یکی از پزشکان "آنان براساس جراحاتی که به گردنشان وارد شده بود کشته شده بودند. سر آنان شکافته شده بود. احتمالا برای بیرون آوردن گلوله تا آثار جنایت پاک شود."
برای پاک کردن ردپای جنایات انجام شده از پزشکان خواسته شده است که گواهی دهند که این افراد در نتیجه عمل جراحی فوت کرده اند.
دربرابر مقاومت بخشی از کارکنان بیمارستان ها، اجساد سریعا به مکان های دیگر منتقل شدند." ما احتمال می دهیم که آنها به بیمارستان نظامی بقیه الله یا جایی که مردم از آن خبر ندارند منتقل شده اند. سپس تحت عنوان اهدای عضو، اجساد آنان تکه تکه شده و هرگونه آثار گلوله از بین رفته است. به والدین آنان گفته شده که اگر می خواهند جسد بستگان خود را بپذیرند باید به اهدای اعضا رضایت دهند. در آرامگاه بزرگ بهشت زهرا، مراسم تدفین تحت مرافبت شدید انجام می شود. به گفته شاهدان اعلام دلیل مرگ روی سنگ قبر ممنوع است.
۱۳۸۸ تیر ۱۴, یکشنبه
اخبار:
-- بیانیه نهم میرحسین اینقدر مطلب دارد و اینقدر خواندنی است که نمیتوانم سوتیتر بزنم. خودتان از اول تا آخرش را درفایل اتچ شده موسوی بخوانید. لازم به ذکر است که سایت آینده نیوز پاراگراف اول بیانیه را سانسور کرده است!!!
-- سخنان میرحسین موسوی در جمع اساتید دانشگاه را در دو فایل صوتی موسوی 1 و 2 بشنوید. این سخنرانی در تاریخ چهارشنبه سوم تیرماه انجام شده است. بعد از این سخنرانی هر 70 استاد شرکت کننده، دستگیر شدند. موسوی در این سخنرانی میگوید: اگر میدانستیم رهبری اینقدر به رئیس جمهور علاقه دارد، فکر دیگری میکردیم.
-- سید محمد خاتمی در جمع خانواده های بازداشت شدگان سخنرانی مهمی را ایراد کرد که در فایل خاتمی میتوانید بخوانید. خاتمی گفت: اگر این فضای امنیتی ادامه یابد، با توجه به آنچه یک طرفه اعلام شد، باید بگوییم که انقلاب مخملین علیه جمهوریت نظام و مردم اتفاق افتاده است.
-- مرتضی الویری شرح دیدار هفته گذشته با رهبر را نوشته است. این شرح را در فایل الویری بخوانید. الویری نوشته: از جایی به بعد، به دستور رهبر دوربینها خاموش شد و جلسه بصورت خصوصی پیش رفت. بعد شرح بخش خصوصی را نوشته است که توصیه میکنم حتما بخوانید.
-- در پی چاپ اعترافات ساختگی محمد قوچانی در روزنامه جوان وابسته به سپاه که وی را به رفتن به کشورهای عربی جهت آموزش دیدن برای انقلاب مخملی متهم کرده بودند، همسر محمد قوچانی گفت که محمد قوچانی اصلا تا به حال پاسپورت نگرفته است.
-- موسسه آقای مصباح کتابی چاپ کرده است که در آن به صراحت احمدینژاد را جزء یاران امام زمان شمرده است. خودتان فایل محمود را ببینید و قضاوت کنید.
-- اتحادیه اروپا در حال بررسی خارج کردن 27 سفیر اروپایی از ایران است. در صورت این اتفاق ایران در انزوای نسبی جهانی قرار خواهد گرفت.
-- روزنامه های ایتالیا گزارش دادند که روحانیون بلندپایه جناح راست از جمله فردی به نام شجونی مبالغ هنگفتی را از بانکهای ایرانی به بانکهای اروپایی منتقل کرده اند.
شایعات:
-- جمعی حدودا 300 نفره در سعادت آباد مبارزه جالبی را آغاز کرده اند. آنها علاوه بر دیوارنویسی با رنگ سبز، کاغذهای سبز خردشده در معابر میریزند. روی اسکناسها با خودکار سبز شعار مینویسند، مثلا رای من کو؟ یا مرگ بر دیکتاتور. روی صندلی اتوبوسها با ماژیک سبز، شعار مینویسند. در گروههای کوچک برای چند دقیقه شعار میدهند و سپس میگریزند و ...
-- محسن امین زاده بر اثر شدت شکنجه ها، روز شنبه به بیمارستان منتقل شده است و حال ایشان وخیم گزارش شده است.
-- مسیرهای پیشنهادی برای راهپیمایی روز 18 تیر در فایل 18 تیر اتچ شده است. برای پراکنده کردن نیروهای امنیتی، نه مسیر مختلف پیشنهاد شده است.
-- بیانیه نهم میرحسین اینقدر مطلب دارد و اینقدر خواندنی است که نمیتوانم سوتیتر بزنم. خودتان از اول تا آخرش را درفایل اتچ شده موسوی بخوانید. لازم به ذکر است که سایت آینده نیوز پاراگراف اول بیانیه را سانسور کرده است!!!
-- سخنان میرحسین موسوی در جمع اساتید دانشگاه را در دو فایل صوتی موسوی 1 و 2 بشنوید. این سخنرانی در تاریخ چهارشنبه سوم تیرماه انجام شده است. بعد از این سخنرانی هر 70 استاد شرکت کننده، دستگیر شدند. موسوی در این سخنرانی میگوید: اگر میدانستیم رهبری اینقدر به رئیس جمهور علاقه دارد، فکر دیگری میکردیم.
-- سید محمد خاتمی در جمع خانواده های بازداشت شدگان سخنرانی مهمی را ایراد کرد که در فایل خاتمی میتوانید بخوانید. خاتمی گفت: اگر این فضای امنیتی ادامه یابد، با توجه به آنچه یک طرفه اعلام شد، باید بگوییم که انقلاب مخملین علیه جمهوریت نظام و مردم اتفاق افتاده است.
-- مرتضی الویری شرح دیدار هفته گذشته با رهبر را نوشته است. این شرح را در فایل الویری بخوانید. الویری نوشته: از جایی به بعد، به دستور رهبر دوربینها خاموش شد و جلسه بصورت خصوصی پیش رفت. بعد شرح بخش خصوصی را نوشته است که توصیه میکنم حتما بخوانید.
-- در پی چاپ اعترافات ساختگی محمد قوچانی در روزنامه جوان وابسته به سپاه که وی را به رفتن به کشورهای عربی جهت آموزش دیدن برای انقلاب مخملی متهم کرده بودند، همسر محمد قوچانی گفت که محمد قوچانی اصلا تا به حال پاسپورت نگرفته است.
-- موسسه آقای مصباح کتابی چاپ کرده است که در آن به صراحت احمدینژاد را جزء یاران امام زمان شمرده است. خودتان فایل محمود را ببینید و قضاوت کنید.
-- اتحادیه اروپا در حال بررسی خارج کردن 27 سفیر اروپایی از ایران است. در صورت این اتفاق ایران در انزوای نسبی جهانی قرار خواهد گرفت.
-- روزنامه های ایتالیا گزارش دادند که روحانیون بلندپایه جناح راست از جمله فردی به نام شجونی مبالغ هنگفتی را از بانکهای ایرانی به بانکهای اروپایی منتقل کرده اند.
شایعات:
-- جمعی حدودا 300 نفره در سعادت آباد مبارزه جالبی را آغاز کرده اند. آنها علاوه بر دیوارنویسی با رنگ سبز، کاغذهای سبز خردشده در معابر میریزند. روی اسکناسها با خودکار سبز شعار مینویسند، مثلا رای من کو؟ یا مرگ بر دیکتاتور. روی صندلی اتوبوسها با ماژیک سبز، شعار مینویسند. در گروههای کوچک برای چند دقیقه شعار میدهند و سپس میگریزند و ...
-- محسن امین زاده بر اثر شدت شکنجه ها، روز شنبه به بیمارستان منتقل شده است و حال ایشان وخیم گزارش شده است.
-- مسیرهای پیشنهادی برای راهپیمایی روز 18 تیر در فایل 18 تیر اتچ شده است. برای پراکنده کردن نیروهای امنیتی، نه مسیر مختلف پیشنهاد شده است.
خواهش می کنم خوب دقت کنید
خواهش میکنم خوب دقت کنید به جمله زیر که در آخر خطبه های نماز جمعه معروف 30 خرداد با گریه و زاری ادا شده است :
خدایا ای خدای بزرگ به امام زماتت بگو یک نظری به ما بکند!
خدایا ای خدای بزرگ به امام زماتت بگو یک نظری به ما بکند!
خدایا ای خدای بزرگ به امام زماتت بگو یک نظری به ما بکند!
دقت کردید. خواهش میکنم خوب به سلسله مراتب و بزرگی و کوچکی اسمهایی که در این دعای به ظاهر عادی آمده است توجه کنید.
اینها خدا را واسطه میکنند تا امام زمان یک نظری به آنها کند. انگار جای رئیس و مرئوس را عوض کنند .اما در تعالیم شیعه میگویند که امامان واسطه هستند تا ما به خدا برسیم. دقیقا عکس دعای فوق
این ها دعاهای انجمن حجتیه ای ها و ولایتی هاست.
دعای فوق به این صورت اگر باشد مطابق تعالیم شیعه است: ای امام زمان به خدا بگو ما را مورد توجه خود قرار دهد
اینجاست که باید فهمید فقط مسئله تقلب و رای های جعلی تنها نیست بلکه خطر بزرگتر از اینهاست و همه جانبه است
Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
خدایا ای خدای بزرگ به امام زماتت بگو یک نظری به ما بکند!
خدایا ای خدای بزرگ به امام زماتت بگو یک نظری به ما بکند!
خدایا ای خدای بزرگ به امام زماتت بگو یک نظری به ما بکند!
دقت کردید. خواهش میکنم خوب به سلسله مراتب و بزرگی و کوچکی اسمهایی که در این دعای به ظاهر عادی آمده است توجه کنید.
اینها خدا را واسطه میکنند تا امام زمان یک نظری به آنها کند. انگار جای رئیس و مرئوس را عوض کنند .اما در تعالیم شیعه میگویند که امامان واسطه هستند تا ما به خدا برسیم. دقیقا عکس دعای فوق
این ها دعاهای انجمن حجتیه ای ها و ولایتی هاست.
دعای فوق به این صورت اگر باشد مطابق تعالیم شیعه است: ای امام زمان به خدا بگو ما را مورد توجه خود قرار دهد
اینجاست که باید فهمید فقط مسئله تقلب و رای های جعلی تنها نیست بلکه خطر بزرگتر از اینهاست و همه جانبه است
Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
۱۳۸۸ تیر ۱۱, پنجشنبه
يك چيزو از همه هموطنام و مخصوصا جووناي تو ايران ميخوام
يك چيزو از همه هموطنام و مخصوصا جووناي تو ايران ميخوام
من ازتون خواهش ميكنم اين جريان و حركت و موج اعتراضي رو كه تو ايران بوجود اومده رو از دست نديد و با تمام توان و در تمامي شهرهاي ايران اين موج رو به جريان بندازيد ما اگه در اين مقطع جلوي اين احمدي نژاد و مزدور رژيم رو نگيريم در آينده بايد شاهد ايراني شبيه به شيلي در زمان پينوشه باشيم و سرزمين عزيزمون ايران بدست يغماگران تاريخ و تمدن از سيطره كشورهاي با نام و نشان مقدس تبديل به كشوري ويران همچون عراق و افغانستان ميشه ازتون عاجزانه ميخوام بيايم دست به دست هم بديم و جلوي اين مزدور خونخوار و دار و دستشون بايستيم براي نشان دادن اتحاد خود و اينكه نمرده ايم اگرچه ما را در خانه حبس كرده اند و هنور حامی چنبش سبز آزادي هستيم. به خاطز خون شهدا به خاطز آينده خودمان به خاطر نسلهاي آينده وبه خاطر موسوي و به خاطر تو دهني بزرگ به خامنه اي و كودتاي بيشرمانه اش:
روز دوشنبه به تاریخ 15تیر مصادف با تولد حضرت علی و سه شنبه 16 تیر و چهارشنبه 17 تیر به عنوان 3 روز اعتصاب و اعتکاف اعلام می شود. از رفتن به محل کار خوداری بفرمائید. لازم به ذکر است قبلاً از نظر قانونی همه آحاد ملت حق اعتکاف و عدم حضور بر سر کار را دارند و امسال ملت بزرگ ایران از این فرصت استفاده می کنند و به اعتصاب جهت حمایت از آزادی خود و جوانان دربند و مملکت ایران و همچنین نشان دادن عدم حمایت از دولت کودتا و اهانت آن به حقوق مسلم مردم و دزیدن رای آنان دست می زنیم.
خواهشمندم حمايت خود را اينجا اعلام كنيد و اين اطلاعيه را به گوش همه مردم برسانيد. هر عقب
نشيني معادل با مرگ عزيزان بيشتري خواهد شد
به اميد ايراني آزاد و سربلند
رضا از اصفهان
من ازتون خواهش ميكنم اين جريان و حركت و موج اعتراضي رو كه تو ايران بوجود اومده رو از دست نديد و با تمام توان و در تمامي شهرهاي ايران اين موج رو به جريان بندازيد ما اگه در اين مقطع جلوي اين احمدي نژاد و مزدور رژيم رو نگيريم در آينده بايد شاهد ايراني شبيه به شيلي در زمان پينوشه باشيم و سرزمين عزيزمون ايران بدست يغماگران تاريخ و تمدن از سيطره كشورهاي با نام و نشان مقدس تبديل به كشوري ويران همچون عراق و افغانستان ميشه ازتون عاجزانه ميخوام بيايم دست به دست هم بديم و جلوي اين مزدور خونخوار و دار و دستشون بايستيم براي نشان دادن اتحاد خود و اينكه نمرده ايم اگرچه ما را در خانه حبس كرده اند و هنور حامی چنبش سبز آزادي هستيم. به خاطز خون شهدا به خاطز آينده خودمان به خاطر نسلهاي آينده وبه خاطر موسوي و به خاطر تو دهني بزرگ به خامنه اي و كودتاي بيشرمانه اش:
روز دوشنبه به تاریخ 15تیر مصادف با تولد حضرت علی و سه شنبه 16 تیر و چهارشنبه 17 تیر به عنوان 3 روز اعتصاب و اعتکاف اعلام می شود. از رفتن به محل کار خوداری بفرمائید. لازم به ذکر است قبلاً از نظر قانونی همه آحاد ملت حق اعتکاف و عدم حضور بر سر کار را دارند و امسال ملت بزرگ ایران از این فرصت استفاده می کنند و به اعتصاب جهت حمایت از آزادی خود و جوانان دربند و مملکت ایران و همچنین نشان دادن عدم حمایت از دولت کودتا و اهانت آن به حقوق مسلم مردم و دزیدن رای آنان دست می زنیم.
خواهشمندم حمايت خود را اينجا اعلام كنيد و اين اطلاعيه را به گوش همه مردم برسانيد. هر عقب
نشيني معادل با مرگ عزيزان بيشتري خواهد شد
به اميد ايراني آزاد و سربلند
رضا از اصفهان
اسامی جلادن رژیم
اسامی کسانی که مسول جمع آوری دستگیرشدگان تظاهراتهای ایران و همچنین ماموران بازجویی که همه جلادان و شکنجه گران رژیم هستند و مکان نگهداری از دستگیر شدگان، لطفا اطلاع رسانی کنید: مسولان جمعاوری، ۱-سردار محمود برگ زرینی ۲-سردار احمد رادان ۳-سردار مقدم. این ۳ نفر دستگیر شدگان را تحویل میدهند به بازجویان رژیم، به قرار زیر: ۱-ابوالحسن زعفرانی ۲-سید علی محمد حسینی ۳-عبدل هادی ذوالقدر ۴-ستوان صادقی ۵-حاج کمیل ۶-حاج آقا عباسی ۷-سروان سید علی اکبر منافی ۸- سروان علی رضا احمدی ۹-سروان بهرام مقدم ۱۰-سرگرد ناصر کیاست ۱۱-سرگرد رضا سفری ۱۲-عباس علی قمی ۱۳-سرهنگ اکبر محمدی ۱۴-احمد علی عیدی. محل نگهداری بازداشت شدگان و شکنجه و بازجوی از آنان: بازداشتگاه مرکز، سولهٔ کهریزک در محلهٔ خاک سفید ( بین تهران و شهر ری ).در اطراف سوله، به شعای ۳ تا ۸ کیلومتر، بیابان است. با بازداشت شدگان خیلی بد برخورد میشود و شرایط بدی در آنجا حکم فرماست.
پیشنهاد تشکیل یک دولت موقت برای تدارک یک انتخابات دیگر
یکی از افراد مطلع درمحافل سیاسی – مطبوعاتی ایران، این نظر را برای انتشار دراختیار پیک نت قرار داده است:«کار تمام شدنی نیست. مسئله ای که الان هست بنظر من اینست که دیگر هیچ کاری در کشور بدون آنکه موسوی با آن موافق باشد و یا یک طرف آن باشد حل نمی شود. تمام تحرکات این روزها هم همین را نشان می دهد. راه حل های مختلفی مطرح شده است، اما هنوز بر سر هیچکدام از آنها تفاهم بدست نیآمده است. اقتصاد کشور فلج است و همه میدانند که آتش زیر خاکستر است. از جمله پیشنهادهائی که طرح شده اینست که مجمع تشخیص مصلحت پیشنهاد تشکیل یک دولت موقت با دستور کار برگزاری یک انتخابات دیگر را ظرف 6 ماه تا یکسال دیگر تهیه کرده و رهبر با آن موافقت کند. با این نظر، بسیار از اعضای موثر مجلس خبرگان و بویژه مراجع قم موافق اند. نظر مراجع در این مرحله بسیار مهم شده است، مدارج مذهبی بسیاری از آنها فراتر از اعضای شورای نگهبان است. برای تشکیل دولت موقت، چند گزینه نیز در نظر گرفته شده که مطرح ترین آنها ناطق نوری است، زیرا هم با ساختار وزارت کشور آشناست، هم یک دوره کامل رئیس مجلس بوده و هم مورد وثوق رهبر و جناح راست است. شاید در میان انواع راه حل هائی که در این روزها ارائه می شود، این منطقی ترین آنها باشد. تقریبا برای همه قطعی شده است که احمدی نژاد دیگر نمی تواند رئیس دولت باقی بماند. حضور او در راس قوه مجریه باعث ادامه خشم و نارضائی مردم است. درعرصه جهانی نیز او فاقد اعتبار است. حتی اطلاع داریم که به احمدی نژاد پیشنهاد استعفا، با اعلام ضرورت آرامش در کشور هم شده است. این راه حل، از سوی مراجع قم حمایت شده است.الان یک توازن قوایی در کشور بوجود آمده که یک سر آن رهبر است و سر دیگرش موسوی. دیگر احمدی نژاد مطرح نیست. بنظر من در این توازن حتی موسوی دست بالا را دارد، حتی سکوتش هم بحران ساز شده است. هر تصمیم اگر توافق او را نداشته باشی عملی نیست. او حتی اگر هیچ کاری نکند و فقط با راه حل ها موافقت هم نکند همه چیز روی هوا می ماند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه
چند روز پیش استادم تماس گرفت و خبر قبولیم در یک امتحان رو داد. قبولی در این امتحان برای من خیلی مهم و حیاتی بود و این خبر ناگهانی من را وا داشت تا از سر شوق جیغی بزنم اما بلافاصله به یاد جوانان پر پر شده وطن شادیم تبدیل به غم و گریه شد.آخه یکی به من بگه این احمدی نژاد چطور میتونه دم از انسانیت و هاله نور بزنه وقتی دستاش به خونهای بی گناه جوانان وطن آغشته است؟ آهای غلام حلقه به گوش رهبرت، فکر کردی اگه یک روز خون فرزندت رو بی گناه بر سنگفرش خیابونها بریزند چه حالی بهت دست میده؟
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
برنامه های ستاد جنبش سبز برای آزادی ایران
برنامه های ستاد جنبش سبز برای آزادی ایرانبرنامه های هفته آیندهروز شنبه 6 تیرماه تمام مردم ایران در یک اقدام نمادین با نوشتن نام میرحسین موسوی و انداختن آن به داخل صندوق های صدقات کمیته امداد به حکومت نشان خواهند داد که چه تعداد رای دارند.روز 2 شنبه 8 تیرماه ساعت 17:30 دقیقه زنجیره انسانی از میدان تجریش تا میدان راه آهندوستان فراموش نکنید بسیاری از نیروهای لباس شخصی افراد ساده لوحی هستند که از ادارات و نهادهای دولتی در شهرستان به تهران آورده شده اند و از دیروز اکثر آنها را به شهرهایشان بازگردانده اند.تمام این رفت و آمدها و لشکر کشی ها برای حکومت هزینه دارد و باعث فرسایش و خستگی روحی آنها می شود و باعث کمک خود حکومت به تشدید اعتصاب و کارنکردن می شود.با رعایت و اطلاع رسانی سریع نکات زیر جنبش را در پیشبرد اهدافش یاری دهید.نکات مهم
1- تحریم آگهی دهندگان و کلیه کالاهای تبلیغاتی صدا و سیما به منظور تضعیف توان مالی صدا و سیما
2- تحریم آگهی دهندگان و کلیه کالاهای تبلیغاتی در روزنامه های ایران, کیهان, وطن امروز
3- تحریم آگهی دهندگان در سایت های فارس, ایرنا و...-
4-عدم واریز وجه خیرات و صدقات در صندوق های صدقات کمیته امداد به دلیل جلوگیری از افزایش توان مالی جناح احمدی نژاد در صورت تمایل به صدقه دادن این وجه را به افراد مستحق فامیل, همسایه و یا دوستان بدهید.
5-تحریم بانک ها و موسسات مالی و اعتباری جناح دولت و بیرون کشیدن پول از آنها مانند موسسه مالی مهر(بسیجیان سابق) ارگان مالی سپاه و بسیج, موسسه مالی انصار(وابسته با بیت رهبری), موسسه مالی قوامین(ارگان مالی نیروی انتظامی), بانک سرمایه( مدیر عامل جدید معاون مالی دانشگاه پیام نور), بانک ملت, بانک کشاورزی
6- تحریم سازمان حج و اوقاف و عدم رفتن به سفرهای زیارتی حداقل تا 2 سال آینده برای کاهش توان مالی دولت- فریاد الله اکبر از روی بام ها هر شب ساعت 10
7- نوشتن شعارهایی مانند دولت کودتا استعفا و ... روی اسکناس ها
8-ارسال این نامه برای تمامی مردمی که در تهران و شهرستان ها می شناسید به صورت ایمیل یا شفاهی دوستان فراموش نکنید این اقدامات کم هزینه ترین شیوه های ممکن است
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
اشتراک در:
پستها (Atom)
