۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

چند روز پیش استادم تماس گرفت و خبر قبولیم در یک امتحان رو داد. قبولی در این امتحان برای من خیلی مهم و حیاتی بود و این خبر ناگهانی من را وا داشت تا از سر شوق جیغی بزنم اما بلافاصله به یاد جوانان پر پر شده وطن شادیم تبدیل به غم و گریه شد.آخه یکی به من بگه این احمدی نژاد چطور میتونه دم از انسانیت و هاله نور بزنه وقتی دستاش به خونهای بی گناه جوانان وطن آغشته است؟ آهای غلام حلقه به گوش رهبرت، فکر کردی اگه یک روز خون فرزندت رو بی گناه بر سنگفرش خیابونها بریزند چه حالی بهت دست میده؟


Ghorbat
مطلب را به بالاترین بفرستید:
&لینک دایمی
Balatarin

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر